شمس الدين محمد بن محمود آملي
31
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
وحشتك منك . و علامتى ديگر آنكه چنان با ذكر محبوب انس گيرد كه در عموم اوقات مستغرق تفكر و تذكر او باشد ، و از رؤيت اغيار غايب چنان كه گفتهاند : الانس هو ان يستأنس بالاذكار و يغيب عن رؤية الاغيار و اين دو علامت مخصوصاند بانس قلب ، و علامتى ديگر آنكه دوام محادثه با محبوب و اين مشتركست ميان انس روح و قلب ، و علامتى ديگر آنكه چندانكه برآيد تعظيم محبوب در نظر او بيشتر بود . و از آن جمله قبض و بسط سالك حقيقت چون از مقام محبت عام بگذرد و بأوايل محبت خاص رسد داخل زمره اصحاب قلوب و ارباب احوال قبض و بسط بر دل او فرود آمدن گيرد . و مراد از قبض انتزاع حظ است از قلب بامساك حال سرور از او ، و مراد از بسط انشراق قلبست بلمعان نور حال سرور و سبب وجود قبض ظهور اوصاف نفس است و حجاب شدن آن و سبب بسط رفع حجاب نفس از پيش دل ، و چون قبض و بسط از جمله احوالاند مبتديان را از آن نصيبى نباشد ، و منتهيان بسبب خروج از تحت تصرف حال از آن گذشته باشند لاجرم مخصوص باشند بمتوسطان و مبتديان را بجاى قبض و بسط خوف و رجا بود ، چنان كه منتهيان را بجاى آن فنا و بقا بود ، و خوف و رجا به حكم ايمان مشترك باشند ميان متوسط و مبتدى ، و همچنين هم و نشاط به حكم طبع ، و منتهيان را به حكم انسلاخ از وجود نه قبض بود و نه بسط نه خوف و نه رجآء نه هم و نه نشاط . و از آن جمله فنا و بقا ، فنا عبارتست از نهايت سير إلى اللّه ، و بقا عبارتست از بدايت سير في اللّه ، چه سير إلى اللّه وقتى منتهى شود كه باديه وجود را يكبارگى قطع كند ، و سير في اللّه آنگاه محقق شود كه بنده بعد از فناى مطلق وجودى و ذاتى مطهر از لوث حدثان بيابد تا بدان در عالم اتصاف باوصاف الهى و تخلق باخلاق رباني